ميرزا شمس بخارايى

33

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

امام قلى خان پس از سى و شش سال سلطنت در بخارا ، به بهانهء ضعف چشم و در واقع بناچار قدرت را به برادر خود ندر محمّد خان واگذارد ( 1050 ه . ق / 1640 م ) و با جماعتى از درباريان از طريق هند رهسپار زيارت خانهء خدا شد . او مىخواست در اين سفر با شاه جهان ، فرمانرواى مغولى هند ديدارى داشته باشد : « خان مذكور نخست ، احرام طواف كعبهء آمال و امانى يعنى دربار سپهر مدار بسته ، خواست كه از راه هندوستان به زيارت حرمين الشريفين روانه گردد . ندر محمّد خان راضى به اين معنى نگشته به راه عراق رخصت داد و هيچكدام از اهل حرم ، حتى آى خانم را كه محبوبهء خان مذكور بود و كمال تعلق به او داشت و مىخواست كه در اين سفر رفيق باشد ، رخصت همراهى نداده ، اندوختهء خان مذكور را به تصرف در آورد . » « 1 » امام قلى خان در تهران امام قلى پس از اين رويداد ناگزير فرار كرد و خود را به مرو رسانيد . مرتضى قلى خان حاكم مرو از او به گرمى استقبال كرد و گزارشى به دربار شاه عبّاس صفوى فرستاد به اين عبارت كه : « چون جهان بين آن خان با عزّ و تمكين از منصب رؤيت معزول گشته ، لهذا فرقهء ازبكيه همگى دست بيعت به ندر محمّد خان برادر اعيانى پادشاه مذكور داده‌اند و از اين رهگذر نوّاب سلطنت پناهى عروس ملك را طلاق سنى بر گوشهء چادر بسته و اساس كارخانهء دولت را در بسته به تصرف برادر داده ، به اعتقاد جازم ، عازم درگاه عرش اشتباه گرديده است كه شايد در بلاد ايران بهشت نشان معالجهء كوفت چشم نموده باز به امداد عنايت شهريار سابق كوس سلطنت را به نوازش در آورده بر تخت دولت متكى گردد . » « 2 » شاه ، هزينهء مسافرت امام قلى خان را به خراسان فرستاد و فرمان داد كه حاكمان ايرانى از مرو تا اصفهان ، همه جا ، از او پذيرايى كنند . امام قلى پس از زيارت مشهد رضوى ، عازم

--> ( 1 ) . شاه جهان نامه ، ج 2 / 288 ؛ تاريخ مقيم خانى / 64 . ( 2 ) . قصص الخاقانى ج 1 / 272 .